X
تبلیغات
رایتل

تماشاگران

یادداشت هایی برای یاد داشت

انقلاب فرهنگی جدیدی در راه است



یکی از نکاتی که پس از دادگاه چهارم اصلاح طلبان جلب نظر می کرد ،آن بخش هایی از کیفرخواست و همچنین متن ارائه شده توسط سعید حجاریان بود که در آن ها از  ورود مباحث علوم انسانی از جهان غرب به کشور انتقاد شده بود.

در بخشی از کیفرخواست یکی از دلائل انحرافات! جبهه ی مشارکت " ضعف های اساسی در علوم انسانی دانشگاهها که غالباً متکی به اسناد ترجمه شده وارداتی است" دانسته شده است. (+)

درفرازی از متن ارائه شده توسط سعید حجاریان نیز نوشته شده بود " متاسفانه در ایران با ضعف علوم انسانی بخصوص در رشته های جامعه شناسی وعلوم سیاسی مواجه ایم و علیرغم گسترش مراکز آموزشی عالی و کثرت دانشجو در رشته های علوم انسانی ، متون آن از عمق چندانی بر خوردار نیست ومطالب با ترجمه های اغلب ناقص و بدون نقد در اختیار دانشجویان گذاشته می شود.
حجم وسیعی کتاب بعد از انقلاب ترجمه شده که بسیاری از آنها جنبه ایدئولوژیک دارند ودر کنه آنها می توان ردپای مکاتب مختلف از مارکسیسم ارتدوکس تا نئولیبرالیسم را مشاهده کرد واین کتب (وباید اضافه کرد مجلات را) به وفور دردسترس مشتاقان است . علاوه بر این فارغ التحصیلان علوم انسانی (بخصوص در دانشگاههای خارج )که بعنوان اعضاء هیئت علمی استخدام می شوند ناخود آگاه حامل آخرین دستاورد های این علوم به ایران هستند وهم اکنون میتوان مشاهده کرد که دیدگاه های پست استوراکتورالیسم ، پست مارکسیسم ، فمینیسم و انواع مکاتب غربی تحت عنوان علم ترویج می شوند."
و حجاریان این نکات را از دلایل انحرافات!!! خود برشمرده بود. (+)

همان شب در برنامه 60 دقیقه بی بی سی دکتر سروش نگرانی خود را از آغاز یک انقلاب فرهنگی جدید در دانشگاه های ایران ابراز نمود .

سخنرانی دیروز(8 شهریور) رهبر در جمع اساتید دانشگاه متاسفانه مهر تائیدی است بر این نگرانی ها .

"رهبر با اشاره به تحصیل حدود دو میلیون دانشجو از سه میلیون و نیم دانشجوی کشور در رشته های علوم انسانی تأکید کرده: این مسئله نگران کننده است زیرا توانایی مراکز علمی و دانشگاه‌ها در زمینه کار بومی و تحقیقات اسلامی در علوم انسانی و همچنین تعداد اساتید مبرّز و معتقد به جهان بینی اسلامی رشته های علوم انسانی در حد این تعداد دانشجو نیست. بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی است که مبانی آنها مادیگری و بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی است و آموزش این علوم موجب بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می شود و آموزش این علوم انسانی در دانشگاهها منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد" (+)

و البته واضح است که این نگرانی ها نه به خاطر سست شدن مبانی دینی دانشجویان بلکه به دلیل احساس خطری است که نظام از محتوای این دروس دارد . دروسی که برآیند آن به سست شدن مبانی مشروعیت نظام انجامیده است. احتمالا از این پس در بعضی رشته های علوم انسانی که رنگی مخملی دارند مثل جامعه شناسی و علوم سیاسی شاهد محدودیت هایی هم در پذیرش دانشجویان و هم گزینش اساتید و البته تغییر محتوای بعضی دروس خواهیم بود.

تاریخ ارسال: دوشنبه 9 شهریور 1388 | نویسنده: صادق ابراهیم | چاپ مطلب 1 نظر