X
تبلیغات
رایتل

تماشاگران

یادداشت هایی برای یاد داشت

بخشی از سخنان قابل تامل وزیرخارجه سابق لیبی درباره قذافی


آیا قذافی پول دوست بود؟

                         
نه. پول را می‌خواست چه کند؟ او جزو گروهی بود که معتقدند «یا باید برصدر بنشینند یا در قبر روند.» یعنی یا حکومت کنند یا در گور شوند. وقتی در حکومت باشند، احساس می‌کنند همه پول و اموال کشور از آنهاست و هرگونه که بخواهند در آن دخل و تصرف می‌کنند. حتی گمان نمی‌کنم او هرگز پولی را به دست خود گرفته باشد. او با یک تلفن زنگ می‌زد و می‌گفت به فلانی اینقدر پول بدهید یا فلان خانه را بخرید یا فلان کار را بکنید. یا یک میلیون به فلان کس بدهید. همه پول‌ها ثروت شخصی او بود... . مثل کسی که یک کارت اعتباری دارد و دیگر پولی را با خود حمل نمی‌کند. همه ثروت‌های کشور در اختیار او بود یعنی لیبی و هرآنچه که در آن بود.


‌برگردیم به کتاب سبز.


او این کتاب را طوری نوشت که حکومتش باز باشد. او یک رهبر است نه حاکم و حتی کاغذی را هم امضا نمی‌کند. اگر 20 یا 30سال هم حکومت کند، نمی‌توانی از او حساب‌کشی کنی. به راحتی می‌گوید این مردم هستند که دارند حکومت می‌کنند.


‌هیچ کاغذی را امضا نمی‌کند؟

 
هرگز. او فقط رهبر انقلاب است. از او کسی حساب نمی‌کشد. می‌گوید نقش من نمادین و سمبلیک است. وقتی نزدیکانش صاحب فرزندی می‌شدند او برای آنها اسم می‌گذاشت. در جزیی‌ترین جزییات امور دخالت می‌کرد و در همان حال به لحاظ نظری می‌گفت بر کشور حکومت نمی‌کند. به موجب آنچه که اصطلاحا قانون مشروعیت انقلابی نامیده می‌شد، هر حرفی را که می‌زد یا سخنی را که می‌گفت، قانونی واجب‌الاجرا بود

 

ماخذ:

sharghnewspaper.ir/Page/Paper/90/05/11/7

 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 11 مرداد 1390 | نویسنده: صادق ابراهیم | چاپ مطلب 0 نظر